تبليغاتX
 شمال جنوب شرق غرب

انواع ريزش هاي كيهاني

) ريزش هاي هادرونيك ( Hadronic Cascades ):

اين ريزش ها بيشتر از ذراتي مانند پروتون ها تشكيل شده اند و پرتوزايي خود آنها باعث تجزيه ي آنها بر فراز جو مي شود.

مي توانيم اين عمل متقابل را به صورت زير نيز بنويسيم:

Cosmic Ray (CR) + Atmospheric Nuclei (AN) CR' + AN' + n + m  + other mesons

كه در اين معادله  CR' باقيمانده ي اصلي پرتوهاي كيهاني مي باشد كه مي تواند باعث ايجاد واكنش هاي بيشتري با هسته هاي اتمسفري شود.

اگر اصل پرتوهاي كيهاني انرژي كافي را داشته باشند حتي پرتوها مي توانند به سطح زمين نيز برسند.

AN' باقيمانده ي هسته هاي اتمسفري مي باشد كه داراي انرژي بالايي هستند.

همچنين مقدار توليدي ار تجزيه ي هسته ها نيز همان (مزون ها) مي باشند كه مي توانند در دنباله ي مادون توليد مزوني پرتوزا كنند.



پرتوزايي در دو مرحله از انرژي پرتوهاي گاما مي تواند سرچشمه ي جز اصلي الكترومغناطيس ريزش باشد زيرا از اين به بعد الكترون ها و پرتوهاي گاماي توليد شده مي توانند داراي جز اصلي ساخته شده از الكترون ها و يا گاماهايي باشند كه در پديده ي بزامشتراهلونگ ( Bremsstrahlung ) {تابش ترمزي} يا در تركيب دوتايي توليد شده اند.

شكل: مدل هندسي پرتوزايي تشعشعات چرنكوف براي اشعه ي گاما و ريزش هادرونيك

همچنين فرآيندي كه در آن اين مادون ريزش ها توسعه مي يابند (مانند فرآيند الكترومغناطيس) خالص است.

2) ريزش هاي الكترومغناطيسي ( Electromagnetic Cascades ):

ريزش هاي الكترومغناطيس هنگاميكه انرژي ها در اين فرآيند سهيم باشند (بر فراز اتمسفر) پرتوهاي گاما را در جو غوطه ور مي كنند.

در واقع اين پديده ها توليد تركيبي همان اثرات غالب ( Dominant Effect ) هستند كه البته اين تنها در مورد ريزشهاي پهناور جوي ( Extensive Air Showers ) صادق است. (اين نوع از ريزش ها را در بخش بعدي بررسي مي كنيم).

فرآيند توليد تركيبي در زمينه اي از هسته هاي اتمسفري و يا الكترون ها به منظور حفظ نيروي حركت صورت مي گيرد.

طي اين فرآيند يك فوتون با انرژي بالا (حداقل 1.022 مگا الكترون ولت) در ماده به يك جفت الكترون – پوزيترون تبديل مي شود.

اگر انرژي كافي باشد جفت الكترون نهايي انرژي خود را به سرعت بوسيله ي واكنش يوني از دست نخواهد داد. در مقابل يك الكترون در زمينه اي از ذرات بنيادين هسته مي تواند اشعه ي گاماي ثانويه را توليد كند. اين توليد همان اثر بزامشتراهلونگ ناميده مي شود.

اين اشعه ي گاما (اگر انرژي هنوز از 1.022 مگا الكترون ولت بيشتر باشد) مي تواند جفت الكتروني ديگري را توليد كند كه آنها مي توانند واكنش هاي بزامشتراهلونگ بيشتري را تحمل كنند.

كه در نهايت نتيجه ي آن يك ريزش فوتوني – الكتروني و پوزيتروني خواهد بود كه مي توانند در مسير قبلي حركت اشعه هاي گاما حركت كرده و در انرژي كل سهيم باشند.

3) ريزش هاي فراگير جوي ( Extensive Air Showers [EAS] ):

ريزش هاي فراگير جوي تا قبل از واضح شدن ابهامات در مورد پرتوهاي كيهاني در سال 1927 وجود نداشت.

همچنين تمامي فرضيه ها در مقابل توضيح پرتوهاي كيهاني به صورت فوتونيك (با قالب نوري) از خواص ذره اي دفاع مي كردند.

اما امروزه با درك كامل پرتوهاي كيهاني توانسته ايم منشا تمام ذرات و پرتوهاي پر انرژي را كه از فضاي خارجي وارد زمين مي شوند بفهميم.

در حقيقيت پرتوهاي كيهاني از هسته ي اتم (96 درصد هيدروژن – 3 درصد هليم – 1 درصد كربن – نيتروژن – اكسيژن – فلئور) + پرتوهاي گاما - الكترون ها - پوزيترون ها – نوترينو ها و انواع ديگر ذرات بنيادي تشكيل شده اند.

پرتوهاي كيهاني تا قبل از اينكه به زمين برسند از منابع پرتوزا نشات مي گيرند كه البته بعضي از مواد متشكل آنها طي فرآيند گذر از كهشكان ها به دليل انجام واكنش هاي ميان ستاره اي (از قبيل: تجزيه و يونيزه شدن) بوجود مي آيند.

در واقع مواد متشكل نام برده چيزي است كه به زمين مي رسد. به همين دليل تركيب اصلي ديگري را براي پرتوهاي كيهاني پيش بيني مي كنيم.

اصولا همين تركيبات نيز هنگاميكه به اتمسفر زمين مي رسند طي واكنش هايي با هسته هاي تشكيل دهنده ي اتمسفر به ذرات ثانويه اي تبديل مي شوند كه ريزش هاي فراگير جوي نام دارند.

ذرات اوليه ي EAS در لايه هاي فوقاني جو بيشتر تشكيل شده از هسته هاي اتمي – فوتون ها و پرتوهاي آلفا هستند. (به صورت مقداري از هسته هاي سنگين كمتر هستند).

توزيع اينگونه از وقايع تركيبي هستند و طيف ها خبر از انرژي بالاي 10^20 الكترون ولت مي دهند كه اين مقدار براي پرتوهاي آلفا زياد است.

بنابراين شايد به  صورت تقريبي اين دسته از فرايندها را بتوان دنباله روي قانون سلطه ( Potency Law ) دانست.

اين طيف ها را مي توان به پرتوهاي گاما ربط داد: 

 E

 كه در آن γ تقريبا 2.6 است.

هيچ كدام از اين ذرات پر انرژي به زمين نمي رسند و تنها از اين فرآيند مقدار كمي پرتوي گاما (1 از 1000) به صورت EAS در جو توليد مي شود.

4) پرتوهاي چرنكوف در EAS :

براي انرژي هاي اوليه (كمتر از 20 ترا الكترون ولت) ريزش هاي هادرونيك در لايه هاي فوقاني اتمسفر نابود مي شود اما پرتوهاي چرنكوف توسط بارهايي كه به ارتفاعات سطحي زمين نفوذ مي كنند توليد مي شوند.

اگرچه حركت موجي اين جريانات در نقطه ي نشات آنها و گسترش بعد از آن پرتوهاي چرنكوف را دوباره به نقطه ي ابتدايي آنها (محل پرتوهاي گاماي ابتدايي در كره ي سماوي) بر مي گرداند.

در ريزش هاي الكترومغناطيسي الكترون ها و پوزيترون ها اعضاي تشكيل دهنده ي پرتوهاي چرنكوف هستند.

اين موضوع هنگامي درست است كه انرژي ذرات از مقدار Min آستانه ي  فراتر رود. (همانطور كه معادله ي 1.9 نشان مي دهد).

اين نهايت (آستانه) برابر با 21 مگا الكترون ولت در هنگام رصد مي باشد كه در ارتفاع 7.5 كيلومتري از سطح دريا يه 35 مگا الكترون ولت افزايش مي يابد. علت اين تغيير در  اختلاف بين سرعت آستانه ي پرتوهاي چرنكوف است كه طي واكنش هاي تجزيه اي در اتمسفر ايجاد مي شود.

بر مبناي همين نوع از واكنش هاي تجزيه مقدار  را تخمين بزنيم.

مي دانيم كه سرعت نور در ميانه ي مشخص از رابطه ي زير بدست مي آيد:

(1.7)

كه در آن C سرعت نور در خلا و n شاخص تجزيه در ارتفاع اتمسفري داده شده ( H ) است.

آنگاه مي توانيم را به شكل زير بنويسيم. ( انرژي ذره اي نسبيتي ( Relativistic Particle )است كه با سرعتي معين حركت مي كند:

(1.8)

بنابراين اگر بنويسيم n = 1 + δ و آنگاه برابر با  خواهد بود. كه از آن خواهيم داشت:

(1.9)

حال مي توانيم بهتر پرتوهاي چرنكوف را در EAS بررسي و مطالعه كنيم. اين كار مي توان به دو صورت 1) بررسي گسترش طولي و يا 2) بررسي پراكندگي جانبي ريزش هاي ذره اي ادامه داد.

گسترش طولي اين ريزش ها به معناي توزيع در نقطه ي گسيل فوتون هاي چرنكوف مي باشد.

از شكل زير مي توان به آساني ديد كه ريزش ها مي توانند بعد از تيرگي ( Blur ) به Max خود برسند:

شكل (1.5): شبيه سازي مونته كارلو ( Monte Carlo ) در مورد توزيع طولي ريزش الكترومغناطيسي 1Tev

در سوي ديگر توزيع جانبي يك EAS (شكل1.6) در مورد پرتوهاي چرنكوف در واقع همان بررسي نقطه ي ساتع كننده ي پرتوهاي چرنكوف در سطح عمود به قطب ريزش است.

بنابراين  مي بينيم كه توزيع جانبي اينگونه حساس به گسترش طولي ريزش رفتار مي كند.

در اصول توزيع جانبي مي توان گفت كه شيب توزيع جانبي مرتبط به ريزش است كه مي تواند در ديدگان رصدگران چنين گسترش يابد.

هنگاميكه ريزش ها به شدت در اتمسفر گسترش مي يابند پديداري توزيع را بيشتر نمايان مي سازند كه به اين مدل خاص حلقه ي چرنكوف ( Cherenkov Ring ) مي گويند.

شكل (1.6): نمودار توزيع جانبي پرتوهاي چرنكوف بر وري زمين مخصوص به انواع خاصي از پرتوهاي گاما و ريزش هاي هادرونيك .

پرتوهاي گاماي القا شده به ريزش يك توزيع جانبي و سطحي نسبيتي نور را در خارج 125 متري فاصله ي شعاعي از مركز نشان مي دهد. 

منبع: http://www.gae.ucm.es

 عكس از: rscc.cc.tn.us



 

نوشته شده توسط هستی در سی و یکم تیر 1387 ساعت 18 موضوع نجوم | لینک ثابت


گرچه نظر اصلي دانشمندان در مورد ضد مواد مشخص نيست اما تعدادي از آنها بر اين تاكيد دارند كه ذرات پاد زير اتمي مانند پوزيترون مي توانند از ضد مواد باشند. بعضي ديگر هم اعتقاد دارند ضد مواد در سياه چاله ها ايجاد مي شوند. اما حقيقت چيست؟

عقيده ي VMR-PCR بر اين است كه اگر خلا عامل اصلي گرانش و ايجاد كننده ي نيروي دافعه باشد بايد از ذراتي غير مادي تشكيل شده باشد.

براي آسان تر كردن كار ابتدا فرض مي كنيم اين ذرات دقيقا مخالف مواد هستند.

طبق تعاريف گفته شده در VMR-PCR شتاب گرانشي حاصل از برآيند نيروهاي دفع خلا و ماده است كه اين نشان مي دهد دو نيروي دافعه ي ماده و خلا برابر نيستند.

در همين جا متوجه مي شويم كه قانون سوم نيوتن براي اين ذرات آنچنان درست نيست.

زيرا عمل (دافعه ي خلا) را اگر در اين فرآيند F = C فرض كنيم دافعه ي ماده F < C خواهد بود كه اين نشان مي دهد عكس العمل در جهت عكس وارد مي شود اما دقيقا برابر نيروي وارده نيست.

بنابراين قانون اول VMR-PCR در مورد ضد مواد: عمل و عكس العمل ضد مواد:

1) نيروي عمل ضد ماده هميشه از نيروي عكس العمل ماده بيشتر است.  

اما در اينجا يك استثنا بوجود مي آيد:

مي دانيم كه جهان در حال انبساط است. پس طبق قوانين گفته شده اجرام از آن نقطه شتاب مي گيرند كه در آن دفع ماده از خلا بيشتر باشد تا دافعه اي در عكس العمل ايجاد شود.

بنابراين تنها يك مورد استثنا وجود دارد و آن سفيد چاله اي در مركز دنياست.

با اين فرض متوجه مي شويم نه كرم چاله اي وجود دارد و نه سفيد چاله اي به اندازه ي اين همه سياه چاله!

تنها يك و يك سفيد چاله در مركز عالم وجود دارد زيرا در جاي ديگر نمي بينيم اجرام به جز اين سو به سوي ديگري منبسط شوند.

اين مطلب معماي سفيد چاله ي استفان هاوكينگ را حل مي كند. سالها بود كه اين دانشمند مي گفت پديده اي بايد در مقابل سياه چاله وجود داشته باشد و اثباتي رياضي براي آن داشت. اما با اين همه تلاش كسي موفق به ديدن اين مورد نشد. از آنجا كه هاوكينگ سياه چاله ها را با كرم چاله ها به سفيد چاله ها متصل كرده بود منطقي به نظر مي رسيد كه با رصد سياه چاله ها در نقطه اي كه ديگر كرم چاله اي نبود قسمت دوم نظريه ي هاوكينگ را رد مي شد.

اما حال مي فهميم كه تنها يك سفيد چاله در مركز عالم وجود دارد و به همين دليل است كه ما عاجز از

رصد اين مورد هستيم.

اما حال چرا كرم چاله از سياه چاله ها به مركز دنيا متصل نباشد؟

طبق تعاريف گفته شده اگر جرم در سياه چاله ساكن نبود چنين گرانشي در اطراف آن ايجاد نمي شد. زيرا گفته بوديم كه دافعه ي خلا متناسب با دافعه ي ماده است. (به جز مورد سفيد چاله)!

از آنجا كه جرم بيشتر متناسب با دافعه ي بيشتر ماده است پس بايد جرم در سياه چاله ساكن باشد.

كه البته اين رابطه دو طرفه نيست كه بگوييم هرچه خلا بيشتر دافعه ي ماده بيشتر زيرا خلا بدون ماده فعال نيست.

حال آيا مي توان گفت اگر سياه چاله اي آنقدر بزرگ شود كه بر دافعه ي خلا غلبه كند تبديل به سفيد چاله خواهد شد؟

خير. اولين دليل آن است كه همچنين موضوعي مشاهده نشده است. دوم اينكه پيش بيني مي كنيم يك سياه چاله در حالت ايده آل كه بعيد است دافعه اي برابر با خلا داشته باشد و به همين دليل ثابت بدون هيچ گرانشي در فضا قرار گيرد به اين دليل كه هيچ سياه چاله اي در مركزيت دفع خلا نيست. آن سفيد چاله اي كه ما از آن صحبت مي كنيم در مركز دنيا وجود دارد كه اين خواص براي آن برقرار مي شود.

بنابراين خيلي دقيق مي توان گفت اگر سياه چاله به حجم عظيمي از اين قابت دست پيدا كنند (تقريبا 50 درصد) گرانش آنها به جاي اينكه زياد شود كاهش خواهد يافت.

اما اين ديدگاه چگونه نظريه ي جهان تپنده را توجيه مي كند؟

همانطور كه خوانديد گفتيم سفيد چاله ي مركزي در حال دفع است.

در قوانين ضد ماده داريم كه در هنگام ايجاد گرانش ذرات خلا خود متاثر از اين برآيند دفع نيستند و ساكن باقي مي مانند. همچنين فرض كرديم كه ضد مواد خواص مقابل مواد را داشته باشند. پس مواد سفيد چاله بايد تاثير پذير از اين دفع خود نيز از مركز با سرعتي خاص جدا شوند. (با همان سرعت منقبض شدن دنيا).

بنابراين بعد از مدتي (برابر با طول زمان انبساط جهان) مواد داخل سفيد چاله طوري تخليه مي شوند كه ديگر قادر به مقاومت در مقابل دافعه ي خلا نخواهند بود. به همين دليل دوباره بعد از انبساط دنيا شروع به انقباض مي كند و سفيد چاله ي مركزي به سياه چاله تبديل خواهد شد.  

(ضد ماده از آن جا خود متاثر از دافعه نيست كه اين دافعه توليدي ذرات ديگر خلا هست و گفتيم كه خلا بدون ماده تاثيري ندارد).

بنابراين قانون دوم ضدماده را بيان مي كنيم: تعريف نيرو براي ضد مواد:

2) نيرو (از قبيل جاذبه و دافعه) بر ضد مواد تاثيري ندارد.

از اين موضوع كه بگذريم ديديم كه در تعاريف طبق مثال پاكت آبميوه و جاروبرقي با ايجاد توده اي از مواد در فضا ذرات خلا در اطراف آن چگال تر شده و از آنجاييكه مي خواهند به جاي خود برگردند به ماده دافعه وارد مي كنند.

بنابر اين تعريف داريم: كميت هاي وجودي ضد مواد:

3) ضد مواد حجم اشغال مي كنند اما جرم ندارند.

طبق همان مثال ها هم ديديم كه در اين فرآيند ذرات خلا جابه جا نمي شوند و با حتي با مواد يا با خود تركيب نمي شوند. تنها از برخورد نيروهاي آنها به يكديگر يك ذره ي پر انرژي با سرعت بيشتر از C ايجاد مي شود. اين ذرات تجزيه نمي شوند و يا از بين نمي روند.

بر طبق اين موضوع و استناد به قانون پايستگي انرژي – ماده قانون چهارم را اينگونه بيان مي كنيم: پايستگي ضد مواد:

4) ضد مواد نه بوجود مي آيند و نه از بين مي روند. اما ممكن است عاملي مانند انرژي داشته باشند كه به آن تبديل شوند. (انرژي عامل ماده است. عامل اين ذرات بايد نوعي مستقل باشند).

اين قانون نشان مي دهد كه در هر جهان مقدار مساوي و ثابتي ضد ماده (خلا) و ماده وجود دارد كه اين مدل استاندارد را نيز توجيه مي كند.

قانون پنجم را استوار بر اي مطلب بيان مي كنيم: مقدار نيروي ضد مواد:

5) نيرويي كه خلا به ماده وارد مي كند به حجم آن بستگي دارد زيرا آنها جرم ندارند. نيروي وارده از ماده بر خلا نيز به جرم ماده بستگي دارد.

نكته: از آنجا كه در مواد حجم بيشتر معني جرم بيشتر را الزاما نمي دهد پس نيروي مواد را تنها به جرم نسبت مي دهيم.  

6) ضد مواد مفهومي به نام چگالي ندارند. زيرا در هر دنيا تنها اين مواد هستند كه منبسط و منقبض مي شوند و همانطور كه گفتيم ذرات خلا ساكن هستند. به همين دليل چگالي اين ذرات تنها در اطراف اجرام تعريف مي شوند. جرم بيشتر جسم چگال تر شدن ذرات خلا در اطراف آنرا بيان مي كند.

نتايج زيادي از اين قانون مي توان گرفت كه چند نمونه از آنها را در غالب قانون هاي مجزا بيان مي كنيم:

7) دو ضد ماده بر هم نيرويي وارد نمي كنند زيرا:

الف) تنها در حضور ماده فعال و داراي اثر مي گردند.

ب) در پديده هاي انبساط  و انقباض نيروي ضد مواد (ذرات خلا) تحت تاثير اين فرآيندها قرار نمي گيرد.

8) ضد مواد هيچ گاه عاملي مانند انرژي ندارند و مطلقا پايسته هستند. زيرا تبديل آنها به عاملي مانند انرژي آنها را مستلزم به حركت مي كند.

9) ذره ي ايجاد شده از برخورد دو نيروي دافعه ي خلا و ماده از آنجا كه سرعت آن C^2 كاملا انرژي و در واقع مادي مي باشد و از ضد ماده نخواهد بود.

حال تنها مطالب در مورد ضد مواد مربوط به گسيل امواج و بارهاي آنها است.

در مورد طيف و گسيل امواج كه قبلا اشارتي كرده بوديم مبني بر اينكه از آنجا كه ضد مواد خواص مقابل مواد را دارند نه طيف خواهند داشت و نه موج گسيل خواهند كرد.

البته فرضي را نيز بيان كرديم كه ممكن است طيف سياه براي ضد مواد باشد و اين رنگ سياه همانند سفيد براي ماده از چندين رنگ ضد مادي تشكيل شده باشد.

اما در مورد بار:

اگر توجه كرده باشيد مدلي كه براي انتشار تاكيون ها مشخص كرديم خيلي شبيه به دفع دو بار هم نام بود.  

اگر هر دو دفع را منشايي از ذرات با بار همنام و تقريبا مساوي بيان كنيم اين شباهت بيشتر نيز مشخص مي شود. اما تا به جال باري براي خلا مشخص نشده است.

بنابراين قانون آخر را اينگونه بيان مي كنيم:

10) ضد مواد در فرآيند گرانش باري همنام با بار مواد و تقريبا مساوي از نظر مقدار خواهند داشت.

به همين دليل پيش بيني مي كنيم كه اولين لايه هاي خلا بعد از جو داراي بار همنام با آخرين لايه هاي جو باشد.

اما آيا قطب هاي مغناطيسي تاثيري در اين ذرات و خواص آنها دارند؟

خير. با تجزيه ي مطالب گفته شده خود در مي يابيد كه تمام خواص بيان شده از فرآيند گرانش و بررسي آن بدست آمده اند و ارتباطي با مغناطيس ندارند.

آنگاه مغناطيس مواد از كجا آمده است؟

VMR-PCR عامل عالم را در دو چيز مي داند. خلايي كه فضا را پر كرده و ماده اي كه ذره ي بنيادين عالم است.

همانطور كه مي دانيم مغناطيس اجرام سماوي بعد از چندين سال رو به كاهش مي رود كه دليل آن نا مشخص است.

نظري كه VMR-PCR دارد اين است كه بعد از بيگ بنگ مواد داراي بالاترين قدرت در ميدان مغناطيسي خود هستند. با گذشت زمان و ظاهر شدن سناريوي جهان تپنده آنها اين قدرت را به آهستگي از دست مي دهند و بعد از انقباض در نقطه ي مركزي عالم عاملي مغناطيس آنها را دوباره شارژ مي كند.

بر همين مبنا پيش بيني مي كند كه مغناطيس از دست رفته عمدتا تا روز انقباض در فضا پخش خواهد بود و بوسيله ي اين عمل در نقطه ي مركزي جمع خواهد شد تا مواد جمع شده را شارژ مغناطيسي كند.

عمل اين انقباض بستگي به دفع خلا خواهد داشت. به صورت تقريبي خلا در شرايط ايده آل به يك جسم متمركز 5.98 تني 1 تقسيم بر 10^24 نيوتن نيرو وارد مي كند. براي بدست آوردن نيروي انقباض مي توانيد جرم دنيا را در اين تناسب قرار داده تا مقدار تقريبي آن را بدست آوريد.

بحث تقريبا در اينجا تمام است. زيرا از آنجاييكه چگالي براي ذرات معني اي ندارد پس در كل ترموديناميكي ندارند.

به همين دليل كار خود را با اين 10 ويژگي از ضد مواد (ذرات خلا) به پايان مي بريم.

اطلاعات اوليه از اين تئوري در:

http://www.hupaa.com/page.php?id=2709/articles/default.aspx/?NewsID=1161821961&Cat=Astrophysics

 


 

نوشته شده توسط هستی در سی و یکم تیر 1387 ساعت 17 موضوع نجوم | لینک ثابت


خورشیدگرفتگی

خورشیدگرفتگی یا کُسوف (نام قدیمی‌تر خورگیر)وقتی رخ می‌دهد که سایه ماه بر بخشی از زمین بیافتد و در نتیجه از دید قسمت‌هایی از کرهٔ زمین، قرص ماه روی قسمتی از قرص خورشید را بپوشاند. این پدیده هنگامی رخ می‌دهد که زمین و ماه و خورشید به ترتیب در یک خط راست یا تقریباً در یک خط راست قرار بگیرند و این شرایط تنها در زمان ماه نو ممکن است برقرار گردد. گرفتگی کامل خورشید را باید یکی از منظره‌های بسیار زیبا و در عین حال ترسناک طبیعت دانست

زمین در گردش به دور خورشید و ماه در گردش به دور زمین در مدارهای بیضی‌شکل اما نزدیک به دایره حرکت می‌کنند. شعاع مدار گردش زمین به دور خورشید (تقریباً ۱۵۰ میلیون کیلومتر) حدود ۴۰۰ برابر بزرگتر از شعاع مدار گردش ماه به دور زمین (تقریباً ۳۸۰ هزار کیلومتر) است و این در حالی است که اندازهٔ واقعی خورشید نیز حدود ۴۰۰ برابر بزرگتر از اندازهٔ واقعی ماه است. این وضعیت باعث شده‌است که اندازهٔ ظاهری ماه و خورشید از دید اهالی کرهٔ زمین تقریباً یکسان باشد.

بیضی بودن مدارها، باعث می‌شود که فاصلهٔ زمین تا خورشید در طول زمان تا حد ۱٫۶ ٪ کم یا زیاد شود و فاصلهٔ ماه تا زمین در طول زمان تا حد ۵٫۴ ٪ کم یا زیاد شود. این مطلب موجب شده‌است که در زمان‌های مختلف، اندازهٔ ظاهری ماه و خورشید کمی تغییر کند و در نتیجه ماه گاهی کوچکتر، گاهی هم‌اندازه و گاهی اندکی بزرگتر از خورشید دیده شود. از سطح کرهٔ زمین، اندازهٔ ظاهری ماه از ۲۹٫۳ تا ۳۴٫۱ دقیقهٔ قوس و اندازهٔ ظاهری خورشید از ۳۱٫۶ تا ۳۲٫۷ دقیقهٔ قوس در تغییر می‌باشند.

صفحهٔ مداری گردش ماه به دور زمین، نسبت به صفحهٔ مداری گردش زمین به دور خورشید °۵٫۱۴۵ زاویه دارد. این مطلب باعث می‌شود که در زمان ماه نو، در اغلب موارد ماه با خط واصل بین زمین و خورشید فاصله داشته باشد و تنها در بعضی از دفعاتِ ماه نو این سه جرم آسمانی تقریباً در یک خط راست قرار بگیرند.

مردم در زمان‌های قدیم از گرفتگی خورشید می‌ترسیدند، چرا که اولاً علت گرفتگی را نمی‌دانستند و خیال می‌کردند که ممکن است خورشید برای همیشه ناپدید شود و دوماً به طور معمول این پدیده را به مسائل ماوراء طبیعی و خدایان ارتباط می‌دادند و ناپدید شدن خورشید را ناشی از خشم خدایان می‌پنداشتند.

اما امروزه جنبه علمی این پدیده به خوبی شناخته شده‌است و به همین خاطر به غیر از تماشای زیبایی ظاهری آن، استفاده‌های علمی هم از این پدیده صورت می‌پذیرد.

در زمان خورشیدگرفتگی و به خصوص در خورشیدگرفتگی کلی، امکان انجام بررسی‌های علمی خاصی روی بعضی از مسائل علمی فراهم می‌گردد که در مواقع دیگر عملاً غیر ممکن است و همین مطلب ارزش علمی این پدیده را بالا می‌برد.

مدتها پیش از آنکه گرفتگی رخ دهد. برنامه ریزی دقیقی صورت می‌گیرد، تا چندین هیئت در مسیر گرفت مستقر شوند. اخترشناسان تلاش می‌کنند تا محلهایی را انتخاب کنند که در مدت کوتاهی ، گرفتگی ابری نباشد. طی چند دقیقه قابل استفاده ، دوربینها و دستگاهها ، هم‌زمان به عکسبرداری و آزمایشهای مختلف مشغول می‌شوند. حتی برخی از گروههای پژوهشگر در حالی که دستگاهها را در هواپیما جای می‌دهند، مطالعات خود را هنگام پرواز انجام می‌دهند. آنها با این روش می‌توانند از مزاحمت ابرها به دور باشند و نیز با پرواز هواپیما ، مسیر سایه ماه را دنبال کنند. از اینرو به مدت مشاهده گرفتگی چندین دقیقه افزوده می‌شود.

وقتی ماه قرص خورشید را می‌پوشاند لایه‌های خارجی جو خورشید را می‌توان رصد کرد. با پدیدار شدن ستاره‌ها می‌توان انحنای فضا-زمان را اندازه گیری کرد با محاسبه زمان تماس اول ماه با خورشید می‌توان به جزئیاتی در حرکت مداری ماه و زمین پی‌برد. می‌توان ستارگان دنباله‌داری را که در حضیض هستند بررسی کرد و ... . در قرن اخیر مهم‌ترین سنجشهای خورشید گرفتگی اندازه گیری مکان ستاره‌های قابل روئیت در اطراف خورشید و تأیید تجربی نسبیت عام انیشتین است. نسبیت عام پایه کهکشان شناسی نوین است. امروزه گرفتگی کامل ، برای اخترشناسان فرصت گرانبهایی است تا بخش‌های کم نورتر تاج خورشید و نیز لایه فام سپهر را مطالعه کنند.

شورای مرکز تقویم دانشگاه تهران وابسته به موسسه ژئوفیزیک اعلام کرد: در روز جمعه 11 مرداد 1387 خورشیدگرفتگی رخ خواهد داد

 

این گرفتگی در بخش کوچکی از شمال کانادا و جزایر شمالی آن، شمال گرینلند، شمال و نواحی مرکزی روسیه، غرب مغولستان، نواحی مرکزی چین به صورت کلی دیده می شود.

این گرفتگی در شمال کانادا، اروپا جز بخشی از جنوب آن و آسیا جز بخش کوچکی از جنوب غرب و شرق آن به صورت جزئی دیده می شود.

در شهر تهران گرفتگی در ساعت 14 و 34 دقیقه آغاز می شود و در ساعت 15 و 33 دقیقه به حداکثر می رسد که در این حالت ماه 25 درصد از سطح قرص خورشید را می پوشاند. این گرفتگی درساعت 16 و 28 دقیقه در تهران خاتمه می یابد.

مشخصات خورشید گرفتگی برای تمامی مراکز استانها به شرح زیراست:

مرکز استان / شروع گرفتگی / حداکثر گرفتگی / پایان گرفتگی / حداکثر پوشیدگی (درصد)
اراک /  14:39/ : 15:34/ 16:26/  20
اردبیل /  14:24 / 15:24  / 16:20  / 25
ارومیه/ 14:25  / 15:21 / 16:14 /  19
اصفهان/  14:44 / 15:40  / 16:31  / 20
اهواز /  14:49  / 15:39  / 16:26 / 13
ایلام / 14:40  / 15:32 / 16:19  / 14
بوشهر /  14:58  / 15:46  / 16:31  / 12
بجنورد /  14:32 / 15:35 / 16:33 / 39
بندر عباس/ 15:04  / 15:55  / 16:42 / 18
بیرجند / 14:46  / 15:46  / 16:41 / 33
تبریز / 14:24  /  15:22  / 16:16  / 22
تهران /  14:34 / 15:33  / 16:28 / 25
خرم آباد/  14:41  / 15:34  / 16:24  / 16
رشت/  14:28 / 15:28  / 16:23 / 25
زاهدان / 14:56  / 15:54  / 16:46 / 29
زنجان /  14:29 / 15:28 / 16:22  / 22
ساری/ 14:32  / 15:33  / 16:29 / 30
سمنان /  14:35 /  15:35  / 16:31  / 28
سنندج / 14:34  / 15:29  / 16:20 / 18
شهرکرد / 14:45  / 15:39  / 16:30 / 18
شیراز/ 14:55  / 15:47  / 16:34 / 16
قزوین / 14:31  / 15:30  / 16:25  / 24
قم / 14:37  / 15:35  / 16:28  / 22
کرمان / 14:53  / 15:49  / 16:41  / 24
کرمانشاه / 16:38  / 15:31 / 16:21 / 16
گرگان / 14:32  / 15:34  / 16:31  / 32
مشهد /  14:36  / 15:39  / 16:37  / 40
همدان / 14:36  / 15:32  / 16:23  / 19
یاسوج / 14:52  / 15:44  / 16:32 / 16
یزد  / 14:47 / 15:44  / 16:36  / 23

خورشید گرفتگی در مناطق شمال شرقی ایران نسبت به دیگر مناطق کشور طولانی تر است و بخش وسیع تری از قرص خورشید پوشیده می شود. توجه به این نکته لازم است که مشاهده مستمر خورشید گرفتگی به بینایی آسیب می رساند و برای این کار، استفاده ازصافی های مناسب ضروری است.

منبع اندرومدا


 

نوشته شده توسط هستی در سی و یکم تیر 1387 ساعت 16 موضوع نجوم | لینک ثابت


حالم بده

سلام امروز حالم بد بود    گفتم برم رپ گوش بدم    برای دومین بار . رفتم یک سایت که اسمشو اخر می نویسم بعد گفتم خب پریا و نل و ستایش و سونیا و رمیسا و شادی چی گوش میدن؟ به این نتیجه رسیدم از همه بهترشون تهی رفتم تو قسمت اون لیست اهنگاشو دیدم ۱ اهنگ بود به نام بغض گفتم خب احتمال داره غمگین باشه به درد من میخوره تا گوش دادم حالم از بد بدتر شد حالا خودتون می بینید چرا ...

با تن سالمم آیندت معلوم نیست
ببین عاقبت یه آدم معلول چیست
لالایی بچه گرچه صدای تاره
خوشحاله از این که فقط یه ستاره داره
با صدای ناله میگه کتک نزن
ضعیف تر نبود واسه کتک زدن
میگی کمک ندم چون فیلمشه
می خوام حرفام تو ذهنت مثل فیلم بشه
اصول پست بودنو ندیدم من تو دینم
آره پس واسه همینه که اندوهگینم
اگه بخندی تو پستی از هر نظر
این کاره خداست نده تو اصلا نظر
به جا خنده به نابینا و فلج اطفال
دست بالا ببر به امید فرج الله
که از گل پاکترن این بچه ها
تنت بلرزه اگه کنی بد نگاه
خدا کمک کن به این طفلای مظلوم
(وقتی من و تو تو خوشیا شیرجه زدیم)
و نگاه کن به این چشمای معصوم
(آرزوی اون بچه مرگه هر دفعه)
آخه وژدانن اونا مثله ما یه انسانن
(وقتی من و تو تو خوشیا شیرجه زدیم)
رفتار ما با اونا درست نیست انصافا
(آرزوی اون بچه مرگه هر دفعه)
خدا کمک کن به این طفلای مظلوم
(وقتی من و تو تو خوشیا شیرجه زدیم)
و نگاه کن به این چشمای معصوم
(آرزوی اون بچه مرگه هر دفعه)
آخه وژدانن اونا مثله ما یه انسانن
(وقتی من و تو تو خوشیا شیرجه زدیم)
رفتار ما با اونا درست نیست انصافا
(آرزوی اون بچه مرگه هر دفعه)
صبحا کره می زنی به نون حاضر توستو
تهی دنبال داروست تو ناصر خسرو
فقط به فکر اینیم که کو مال دنیا
بی توجه به این که کوتاه دنیا
دوست دارم به خودت بیای از گفتار ما
بیاید کمک کنیم به از کار افتاده ها
اون با دهن نقاشی کشیدو بهش بگیم مرد
بدون دست و پا هم میشه زندگی کرد
ما ها چرا غرق شدیم تو رقص و پز
غافلیم از بچه های نقص عضو
کمرنگ شدن چون نیستن بحت روز
هموطن خوشبختی اونا دست توست
آره با بغض نگاه می کنه دور و ورشو
اون داره فقط خوشی می بینه دور و ورتو
اونم دلش می خواد مثل تو خوب خوشی کنه
خدا کمکش کن نزار خود کشی کنه
خدا کمک کن به این طفلای مظلوم
(وقتی من و تو تو خوشیا شیرجه زدیم)
و نگاه کن به این چشمای معصوم
(آرزوی اون بچه مرگه هر دفعه)
آخه وژدانن اونا مثله ما یه انسانن
(وقتی من و تو تو خوشیا شیرجه زدیم)
رفتار ما با اونا درست نیست انصافا
(آرزوی اون بچه مرگه هر دفعه)
خدا کمک کن به این طفلای مظلوم
(وقتی من و تو تو خوشیا شیرجه زدیم)
و نگاه کن به این چشمای معصوم
(آرزوی اون بچه مرگه هر دفعه)
آخه وژدانن اونا مثله ما یه انسانن
(وقتی من و تو تو خوشیا شیرجه زدیم)
رفتار ما با اونا درست نیست انصافا
(آرزوی اون بچه مرگه هر دفعه)
بغض تو مادر باعث ترانه شد
چونکه بچتو ندیدی تو تمام عمر
زخمی همیشه قلب مهربونت
گریه نکن شاید این یه قسمت بوده
به اون بچه می خندی چون خورد زمین
این چیزا رو می بینم می کنم خود زنی
ما ها آدمای قوی با روح مردنیم
بد چند وقتم بد بخت میشیم خوب همین
کارا رو می کنیم میریم لب چاه ما
واسه بچه مونده یه راه سر چهار راه
دست فروشی کنه رفیق کو دل تو
چپ نگاه می کنی می زنی کولرتو
شیشتو می دی بالا می گی بزار بره
چون پول خورد نسیت تو جیب تراوله
آره تهیم می خوام واستون گریه کنم
قلبمو تو این آهنگ بهتون هدیه کنم
خدا کمک کن به این طفلای مظلوم
(وقتی من و تو تو خوشیا شیرجه زدیم)
و نگاه کن به این چشمای معصوم
(آرزوی اون بچه مرگه هر دفعه)
آخه وژدانن اونا مثله ما یه انسانن
(وقتی من و تو تو خوشیا شیرجه زدیم)
رفتار ما با اونا درست نیست انصافا
(آرزوی اون بچه مرگه هر دفعه)
خدا کمک کن به این طفلای مظلوم
(وقتی من و تو تو خوشیا شیرجه زدیم)
و نگاه کن به این چشمای معصوم
(آرزوی اون بچه مرگه هر دفعه)
آخه وژدانن اونا مثله ما یه انسانن
(وقتی من و تو تو خوشیا شیرجه زدیم)
رفتار ما با اونا درست نیست انصافا
(آرزوی اون بچه مرگه هر دفعه)
خدا کمک کن به این طفلای مظلوم
(وقتی من و تو تو خوشیا شیرجه زدیم)
و نگاه کن به این چشمای معصوم
(آرزوی اون بچه مرگه هر دفعه)
آخه وژدانن اونا مثله ما یه انسانن
(وقتی من و تو تو خوشیا شیرجه زدیم)
رفتار ما با اونا درست نیست انصافا
(آرزوی اون بچه مرگه هر دفعه)
خدا کمک کن به این طفلای مظلوم
(وقتی من و تو تو خوشیا شیرجه زدیم)
و نگاه کن به این چشمای معصوم
(آرزوی اون بچه مرگه هر دفعه)
آخه وژدانن اونا مثله ما یه انسانن
(وقتی من و تو تو خوشیا شیرجه زدیم)
رفتار ما با اونا درست نیست انصافا
(آرزوی اون بچه مرگه هر دفعه)
وقتی من و تو تو خوشیا شیرجه زدیم
آرزوی اون بچه مرگه هر دفعه
وقتی من و تو تو خوشیا شیرجه زدیم
آرزوی اون بچه مرگه هر دفعه
وقتی من و تو تو خوشیا شیرجه زدیم
آرزوی اون بچه مرگه هر دفعه
وقتی من و تو تو خوشیا شیرجه زدیم
آرزوی اون بچه مرگه هر دفعه

 

برای گوش کردنش هم می تونین برین http://www.domahal.com/song/31400.htm البرته باید ضد فیلتر داشته باشید نداشتید برید umahal.comدر ضمن سرعت لودش هم بالاست


 

نوشته شده توسط هستی در بیست و هشتم تیر 1387 ساعت 11 موضوع چرت و پرت | لینک ثابت


چرخش دورانی هستی

خب طبق نظریه جامعی که الان دقیق اسمش یادم نیست ( خب نخندین من اینارو دارم از حفظ می نویسم ) تمام کائنات در حال چرخش دورانی به دور خودشه

این نظریه در ابتدا زیاد جدی گرفته نشد چون در این صورت باید مرکز کائنات حفره ای بدون حتی ماده تاریک وجود داشته باشه ( هر ماده درحال دوران در مرکزش خلا ایجاد میشه) تا اینکهچندوقت پیش عده ای تونستند کشف کنند که در نقطه ای از کائنات حفرهای بدون هر گونه ماده حتی ماده تاریک ! پیدا کرده اند که این اثباتی برای این نظریه است در ضمن این حفره با سرعت زیادی در حال گسترشه و ممکنه که پس از مدتی مانند کائنات فعلی یک بیگ بنگ بزرگ اتفاق بیفته و در این صورت ما می توانیم شاهد شکل گیری کائناتی دیگر باشیم در حالی که خودمان خیلی به کناره چسبیده ایم ( در اصل هیچ کناره ای وجود ندارد ولی نمی دونم چه جوری این حالتو توصیف کنم ) به همین ترتیب ممکن است تا تمدنی دیگر در کائنات قبل از ما باشد که در حال مشاهده ماست

 

جل الخالق می بینید من که خوندم کفم برید

منبع: مجله دانشمند شماره ۳ سال۸۷


 

نوشته شده توسط هستی در بیست و پنجم تیر 1387 ساعت 1 موضوع | لینک ثابت


دنیای خوب بد زشت

حالم چند روزه که گرفته بدجور حالم بده ( راستی اگه غریبی به امید حرف علمی اومدی یا برو اخرای صفحه یا برو یه سایته دیگه ) امروز اصلان حس علمی اپ کردن ندارم می خوام چرت و پرت بگم مجبور نیستین بشینین اینارو بخونین ولی حتی اگه نخوندین جون هر کی دوست دارین ۱ فقره نظر حتی خالی حتی فحش بدین من کمی از این دپسردگی دربیام امروز که قالب عوض کردم اومدم ببینم چه شکلیه ؟ دیدم نوشته افراد انلاین : ۴۶ نفر به جان م و ج باور نمی کنین ؟
نیم ساعت بعد که اومدم دیدم نوشته افراد انلاین :۳۴ نفر این هم به جان م و ج و ا
خب اینو نگفتم که پز بدم گفتم که فقط  بگم نظر بدین هم واسه وبلاگ خودتون خوبه هم واسه درمان  دپ سردگی ( بخونید deppsordegy) من     


 

نوشته شده توسط هستی در بیست و پنجم تیر 1387 ساعت 1 موضوع | لینک ثابت


طفلکی قمیشی

برای گوش کردن به این اهنگ قشنگ به لینک زیر برید  

http://music.tirip.com/g.htm?id=609


 

نوشته شده توسط هستی در شانزدهم تیر 1387 ساعت 20 موضوع چرت و پرت | لینک ثابت


طفلکی

نگو طفلی دل سپرده
یه نفر دلش رو برده
بگو چون عاشق قلبش
تابحال از غم نمرده
میدونی زندگی سخته
بار حرف زور زیاده
اون کسی برده که قلبش رو
به دست غم نداده
نگو طفلکی منم من
من شهامتم زیاده
هیچ کسی هنوز تو دنیا
مثل من که دل نداده
مثل پرواز پرنده
توی قلب آسمونها
من دلو به عشق سپردم
توی قلب کهکشونها
پر زدم من توی چشمات
با تو من پرواز کردم
من از پایان می ترسیدمو
آغاز کردم

نگو طفلی دل سپرده
یه نفر دلش رو برده
بگو چون عاشق قلبش
تابحال از غم نمرده
میدونی زندگی سخته
بار حرف زور زیاده
اون کسی برده که قلبش رو
به دست غم نداده
نگو طفلکی منم من
من شهامتم زیاده
هیچ کسی هنوز تو دنیا
مثل من که دل نداده
مثل پرواز پرنده
توی قلب آسمونها
من دلو به عشق سپردم
توی قلب کهکشونها
پر زدم من توی چشمات
با تو من پرواز کردم
من از پایان می ترسیدمو
آغاز کردم


 

نوشته شده توسط هستی در شانزدهم تیر 1387 ساعت 20 موضوع چرت و پرت | لینک ثابت


قانون هابل

قانون هابل (به انگلیسی: Hubble's law)، قانونی در اختر فیزیک است که فرض می‌کند که جهان با سرعتی ثابت که برای تمام زمان‌‌ها‌ ثابت است، در حال گسترش است.

 تاریخچه

در ۱۹۲۹ (میلادی) ادوین هابل تصاویری که نشان می‌داد جابه جایی به قرمز کهکشان‌های دوردست همراه با فاصله آنها از ما به طور ثابت در حال افزایش است را منتشر کرد. این معادله بیانگر همان رفتاری است که نسبیت عام برای جهان در حال گسترش پیش بینی می‌کرد.

قانون هابل

قانون هابل با این معادله بیان می‌شود:

v = H_0 \, D

که در آن، D فاصله یک کهکشان و v سرعت دور شدن کهکشان به علت انبساط هستی است.

H0 به نام ثابت هابل شناخته می‌شود که سرعت گسترش هستی را نشان می‌دهد و در واقع یک ثابت حقیقی نیست. این ثابت ارتباط بین اینکه یک کهکشان چه مقدار از ما دور است و با چه سرعتی از ما دور می‌شود را تعیین می‌کند. ثابت هابل برای تشخیص اندازه و سن هستی (زمان هابل) به کار می‌رود.

در ۲۰۰۳ ثابت هابل 71 ± 4 km/s/Mpc‎ تخمین زده شد.


 

نوشته شده توسط هستی در بیست و هفتم خرداد 1387 ساعت 20 موضوع نجوم | لینک ثابت


قبل از بیگ بنگ

همواره برای ما این سوال مطرح می شود که  قبل از بیگ بنگ چه اتفاقی افتاد؟ پاسخی که معمولا به این سوال داده می شود به این گونه است : قبل از بیگ بنگ چیزی وجود نداشته و بیگ بنگ آغاز همه چیز است.  Sean Carroll از  فیزیکدانان برجسته، این سوال را اینگونه پاسخ میگوید: ما دقیقا نمی دانیم .

  Carroll  نیز مانند بسیاری از فیزیکدانان و کیهان شناسان شروع به بررسی امکان وجود زمان قبل از بیگ بنگ و همچنین ارائه ی نظریات جدید درمورد چگونگی شکل گیری جهان کرده است. Carroll نتایج تحقیقات خود را هفته ی گذشته و در اجلاس اتحادیه ی ستاره شناسان امریکایی در Louis, Missouri مطرح کرد. متن زیر خلاصه ای از گفته های Carroll  پیرامن شکل گیری جهان است که از زبان خود او نقل قول می شود :
این دوره یک  عصر طلایی در روند شکل گیری جهان محسوب میشود، ولی مساله ای که در اینجا مطرح می شود  اینست که  مدل کنونی که ما از جهان در دست داریم، درک کاملی را  از آن  ایجاد نمی کند. اول اینکه، در حدود 95%  جرم جهان محاسبه نشده است. ظاهرا کیهان شناسان این مشکل را با اختراع انرژی تاریک و ماده ی تاریک حل کرده اند. اما این دلیل نمی شود که چون ما  ماده ای را متناسب با داده هایمان یافته ایم، از آینده ی جهان مطلع هستیم.
چیزی که بیشتر ما را  شگفت زده می کند، اطلاعاتی است که از فضاپیمای 
WMAP ( کاوشگر  ناهمسانگردی امواج مایکروویو Wilkinson ) در مورد جهان بدست آمده. این فضاپیما امواج  پس زمینه ی کیهانی (CMB) یا همان امواج بیگ بنگ را بررسی می کند.
 
 
تصویر لحظه ای WMAP از چگونگی شکل اولیه جهان، نشان می دهد که جهان در آغاز، داغ، متراکم ویکنواخت (آنتروپی  پایین) بوده است. ما نمی دانیم چرا جهان اینگونه بوده است. جهان ما چندان طبیعی بنظر نمی رسد. بعلاوه، حالت های کم آنتروپی و همچنین شرایط اولیه ی مکانی که بتوانند راه گشای جهانی مشابه جهان ما باشند، کمیاب هستند. اکثر آنها دارای آنتروپی بالاتری هستند نه پایین تر.
اکثر پدیده های شگفت آور منفرد در مورد جهان، آن چیزهایی است که تغییرمی کنند. و تمام آنها  در یک مسیر ثابت از گذشته تا آینده در میان جهان رخ می دهند. به این روند، بردار زمان گفته میشود. این بردار زمان از دومین قانون ترمودینامیک بدست می آید. این قانون آنتروپی را بیان می کند و چگونگی حرکت یک سیستم بسته را از نظم به سوی بی نظمی شرح می دهد و یک قانون بنیادی در فیزیک و ستاره شناسی بشمار می رود.
یکی از سوالات  مهم در مورد شرایط اولیه ی جهان به این گونه بیان می شود : که چرا در آغاز مقدرا آنتروپی اینقدر کم بوده است؟ Carroll در پاسخ به این پرسش گفت : در لحظات اولیه ی بیگ بنگ  ، آنتروپی مسئول بردار زمان بوده است. زندگی ، مرگ ، خاطرات و تمامی حوادث در جریان زمان و نظم موجود رخ می دهند و نمی توانند به عقب باز گردند.
هر زمانی که  شما یک تخم مرغ را بشکنید یا یک لیوان شیشه ای آب را رها کنید، شاهد این قانون کیهان شناختی خواهید بود.
بنابراین به عبارت دیگر برای پاسخ به این پرسشها درمورد جهان و بردار زمان، ما نیاز به بررسی آنچه که قبل از بیگ بنگ رخداده خواهیم داشت. اما بدنبال تاریخی از جهان هستیم که برای همگان قابل درک باشد و بدنبال مکانیسمی اساسی برای حل این معما  خواهیم بود.
در حال حاضر ما مدل خوبی برای جهان نداریم و نظریات رایج به این پرسش ها پاسخ مناسبی نمی دهند. نسبیت عام پیشبینی می کند که جهان در یک  تکینگی آغاز شده. اما نمی تواند هیچ چیز را تا پس از بیگ بنگ توجیه کند. تئوری تورم که دوره ی انبساط  سریع جهان را در لحظات اولیه بیگ بنگ مطرح کرده نیز نه تنها کمکی به حل مساله نمی کند. بلکه مساله ی آنتروپی را وخیم تر میسازد. این تئوری، خود  نیازمند نظریه ای برای  توجیه شراییط اولیه است.
در اینجا مدل های دیگری نیز وجود دارند. اما  من مدل  جهان های چندگانه ای را که جهان های بچه را خلق می کنند، مناسب تر می دانم. جهان قابل  مشاهده ی ما همه ی تاریخ خلقت را در خود ندارد. اگر ما بخشی از multiverse بزرگتری باشیم آنگاه هیچ حالت آنتروپی تعادلی  بیشینه ای وجود نخواهد داشت و آنتروپی با آفرینش جهانی مشابه جهان ما  ایجاد شده اشت.
تصویر
تحقیقات جدیدی را که  من به همراه گروهی از فیزیکدانان بر روی نتایج  WMAP انجام داده ام ، نشان می دهند که  جهان  دارای یک  حالت نامتعادل یا یکطرفه است.
اندازه گیری های WMAP نشان می دهند که نوسانات امواج پس زمینه ی کیهانی در یک سوی آسمان در  حدود 10% قویتر از سوی دیگر آن است. به عبارت دیگر اگر این نوسانات یک ساختار رها شده را در سرتاسر جهان خالق جهان ما  نشان دهند  آنگاه جهان در یک سوی خود سنگینتر  خواهد بود. فهم بهتر  گرانش کوانتومی به درک بهتر این موضوع کمک خواهد  کرد. نوسانات کوانتومی می توانند جهان های  جدید ی را بوجود آورند. اگر نوسانات گرمایی بتوانند در یک فضای ساکن  جهان های بچه را تولید کنند. پس دارای انتروپی و در نتیجه قادر به آفرینش جهان بوده اند.
Carroll بر این نکته تاکید بسیار دارد که هر پژوهشی در این زمینه نیاز به تفکر بسیار دارد. تا کنون هیچ یک از این تحقیقات ثابت نشده اند .


 

نوشته شده توسط هستی در بیست و هفتم خرداد 1387 ساعت 20 موضوع نجوم | لینک ثابت


This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting